درد بعضی آدما رو نمیشه دید

درد بعضی آدما رو نمی‌شه دید...

درد بعضی آدما رو نمی‌شه دید...

نه که نشه، شاید رو نمیکنن، ، به چیزی پناه می‌برن


، بعضی به کار، بعضی به بافتن، بعضی به ساختن و بعضی به نوشتن...


همینا هستن که وقتی حالشون رو می‌پرسی، لبخند می‌زنن
"خوبم"، "خوبیم" ...


بغض اگه داشته باشن، ناپدید می‌شن...


همونا که بیشتر مهمونی می‌دن، بیشتر مهمونی می‌رن، بیشتر می‌رقصن...


شاید میون شادی‌ها، میون دل خوشی‌های دنیا به دنبال یه نفس زندگین...

این آدما شاید همون دوستان بگو بخندمون باشن...

قبلا فکر می‌کردم درستش همینه ...!


نمی‌شه که مدام نالید...

نمی‌شه به همه ی آدما از غصه‌ها گفت، نمی‌شه در جواب چطوری‌ها،

گفت که درد می‌کشم...

نمی‌شه برای همه ی آدما پیرهنت رو کنار بزنی و جای زخمت رو نشون بدی
که بعضی نامحرمن و بعضی اونقدر عزیز که حیفت میاد از درد تو آزرده شن...

فکر می‌کردم آدمی که قوی باشه، جایی از دردهاش نمی‌گه، نمی‌نویسه، که
کسی بخونه، که کسی بدونه گاهی اما، حس می‌کنم اشتباهه ...

شاید آدم باید دردهاش رو جار بزنه .. پنهون نکنه ...

گاهی به زور صاف ایستادن ، اشتباه ست ...

خمیدگی‌ها که معلوم شه خواه نا خواه این برچسب رو روت می‌زنه
که :" بارم کافی ست ، لطفا اضافه ترش نکنید" ...
گاهی باید زخم‌هات رو باز بگذاری

تا اقلا اگه همدردی نکنن روش ضربه‌ی دیگه ای �...
دیدگاه ها (۱)

۷/۱۲/۹۸

#۱۳/۱۲/۹۸۲۱:۰۷

۲/۱۲/۹۸ #کیش

بگین #۲۵/۱۱/۹۸ لایک نمیخام

black flower(p,315)

سلام به نام خدا

یه آدم عاقل که دزد نباشه و تضاد منافع هم نداشته باشه برای من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط