تنها تر از نیلوفرِ مُردابِ خاموشی  

تنها تر از نیلوفرِ مُردابِ خاموشی  

غمگین تراز بارانیِ سردی که می پوشی

 

با چشم هایی خسته و تب کرده بیدارم

می ترسم از یک پلک و یک دنیا فراموشی

 

می ترسم از برق نگاهت لحظه ی رفتن

از سردیِ آهِ تو هنگام هم آغوشی

 

یک شب دلت راجای من بی"تو"تصورکن

دیدی چه ساده مثل سیر وسرکه می جوشی

 

فنجان قهوه ، شعر، شب ،"نه نه " نمیچسبد

لطفا بمان حتی اگر چیزی نمی نوشی

 

لطفا شبت را روی بازوهای من سر کن

ای چشم هایت بهترین دارویِ بی هوشی

 

رویای من مردن به روی دست های توست

هرچند بعد ازمن توهم مشکی نمیپوشی

 

#سجاد صفری اعظم
#عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

تنها تــر از نیلوفرِ مُردابِ خاموشی غمگین تراز بارانیِ سردی ...

تنها تر از نیلوفرِ مردابِ خاموشیغمگین تر از بارانیِ سردی که ...

فنجان قهوه...👌❤🍀

لطفا شبت را روی بازوهای من سر کنای چشم هایت بهترین دارویِ بی...

لطفا شبت را 🌚 روی بازوهای من سر کن💪 🏼 ای چشم هایت 👁 بهترین د...

💓 ✨ لطفاً شبت را ...💓 ✨ روےِ بازوهاےِ مڹ ســـر ڪن ...💓 ✨ ...

لطفا شبت را روی بازوهای من سر کنای چشم هایت بهترین دارویِ بی...

لطفا شبت را روی بازوهای من سر کن...!ای چشم هایت بهترین داروی...

به سامانم نمی کوشی به تن رختم نمی پوشیکنارخلوتِ شبها چرا ایج...

📜#غزلیات#رهی_معیری#غزل_هفدهمز گرمی بی‌نصیب افتاده‌ام چون #شم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط