{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۵

پارت ۵

ا.ت: بعد رفتن جیمین ی نودل درست کردم ی پارت فیک خوندم بعد دیدم خیلی خوابم میاد رفتم خوابیدم ‌
.
..
۴۰ مین بعد

ا.ت. ویو: بلند شدم ساعتو دیدم ساعت ۴ بعد ظهر بود
بهتر بود که از دست جیمین همین زود تر فرار کنم تا نیومده

جیمین : اومم اینم از کارا یواش یواش حرکت کنم به سمت حوری بهشتیم

ا.ت: دیدیم نگهبان ها حواسشون نیست سری دویدم و فرار کردم رفتم تو جاده داشتم می‌دویدیم که

جیمین : رسیده بودم تو جاده دم خونه که دیدیم ی دختر داره میدوعه اه چقدر شبی ا.تههه نه این ا.تههههههه.

ا.ت: که دیدم جیمین داره با ماشین میاد
وایسادم

جیمین : پس که از دست من فرار می‌کنی کوچولو
بریم خونه حسابتو میرسم سوار شو .. با داد

ا.ت: با..شه
دیدگاه ها (۹)

پارت ۶ویو عمارت: جیمین: تو برو خونها.ت: با.شهجیمین : خوبه.. ...

۸پارتته:. جیمین اینا مدارک هایی که ثابت می‌کنه لی هیون عوضی ...

پارت ۴جیمین : اوفففف آخه چیکار کنم باور کنه عوممم ..تو ذهنتش...

پارت ۳............راوی ویو: دخترک نشست تو ماشین پسر و هیچ حر...

Part 14ا،ت ویو رفتم در و وا کردم و دیدم داخلش کلی لباس هست ه...

مثلث عشق۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط