{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سنگْ اگر هم بِزنی بال و پَرِ فاخته ام

سنگْ اگر هم بِزنی بال و پَرِ فاخته ام
نَپـَرم بامِ دگر، چون به تو دل باخته ام

باده ی نابِ تو از هر دو لَبَت می نوشم
منِ مُحتاج، که مَهتاجِ تو دل آخته ام

ساقی از سینه و ساقیست ، که سر سلسله شد
سینه را میکده زآن، ساغَرِ تو ساخته ام

بس که فرخنده ام از سایه ی بامِ خُنُکــَت
که گُلِ نرگسِ خود، بامِ تو انداخته ام

رنجشی نیست جُز این عُمر، که بی حاصلی است
که من این جورِ قفس، بَهرِ تو پرداخته ام

ترسم این عشق، که نادیده بگیرند ز من
بیرقِ سرخِ همین عشق، که افراخته ام

لبِ سرخابیِ تو ، چون لبِ پیمانه ی ماست
من جُز این باده ی تو ، باده که نشناخته ام
دیدگاه ها (۱)

#بفرست_براشجز تو کسی در دل ما نیست #الهی نظری کن...بین سوخته...

عاشقانه های شبنم

جادویی به نام عشق

ما که امروز به عشق غم تو ساخته ایمفکر فردای خود از سر بدر ان...

دلگشا رویِ تو خوشتر ز گُل و ریحان استاز گِلْ اندامِ تو گُلْ ...

هیچ کس چون تو حریف لب خاموشم نیستجز صدای سخن عشق تو در گوشم ...

. هیچ کس چون تو حریف لب خاموشم نیستجز صدای سخن عشق تو در گوش...

هیچ کس چون تو حریف لب خاموشم نیستجز صدای سخن عشق تو در گوشم ...

هیچ کس چون تو حریف لب خاموشم نیستجز صدای سخن عشق تو در گوشم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط