{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در نوبتی دوباره دلت را مـرور کن

در نوبتی دوباره دلت را مـرور کن

از غم به هر بهانه ی ممکن عبور کن...!

رحمی کن ای عزیز به آبادی خودت

فکری برای کشتن این بوف کور کن

ای خیس گریه های کدورت ، کمی بخند

این ابرهای ِ مملوِ تب را صبور کن

گیرم تمام راه تو مسدود شد ، بگرد

یک آسمان تازه و یک جاده جور کن...!

با انجمادِ ظلمتِ شب ، بی شباهتی

با شعله ، در برودت ذهنم خطور کن

یاغی ! هبوط ، فرصت تقسیم سیب نیست

در نوبتی دوباره دلت را مـرور کن...!
دیدگاه ها (۱)

☺ در نوبتی دوباره دلت را مـرور کن !از غم به هر بهانه ی ممکن ...

در نوبتی دوباره دلت را مرور کن!از غم به هر بهانه ممکن ...

در نوبتی دوباره دلت را مرور کن از غم به هر بهانه ممکن عبور ...

در نوبتی دوباره دلت را مرور کناز غم به هر بهانه ممکن عبور ...

در نوبتی دوباره دلت را مرور کن از غم به هر بهانه ممکن عبور ...

در نوبتی دوباره دلت را مرور کن از غم به هر بهانه ی ممکن عبور...

در نوبتی دوباره دلت را مرور کن از غـــم به هر بهانه ی ممکن ...

در نوبتی دوباره دلت را مرور کناز غـــم به هر بهانه ی ممکن عب...

در نوبتی دوباره دلت را مرور کناز غم به هر بهانه ی ممکن عبور ...

در نوبتی دوباره دلت را مرور کناز غم به هر بهانه ی ممکن عبور ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط