قلدر مدرسه
قلدر مدرسه
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
پارت۶
بعداز اینکه دعوا تموم شد از کلاسشون اومدیم بیرون همینطوری داشتیم تو راهرو راه میرفتیم که دیدم سوا از کلاس اومد بیرون به نرده ها تکیه داد وقتی ما را دید رفت چش بود چرا اینطوری کرد وللش رفتیم تو حیاط رو یه نیمکت نشستیم که جونگکوک گفت
§بچه ها این سه تا دخترا خیلی فرق دارن باهمه دخترا
-همه گیشون مثله همن
£نزن این حرفا ولی یورا خیلی خوبه فرق داره با اون دوتا اصن کاری به کسی نداره نباید اینکارا میکردی با یورا
§چیشده دوستش داری
£نه ندارم میگم خیلی مظلوم بود
-اهه خفه شین دیگه
§یه لحظه این سوا نیست اون بالا
-چرا ولش کنین خودش میاد پایین
ویو سوا
همینطوری لبه پشته بوم بودم که صدای اون میرای چندش اومد
✓چیه میخوای خودتا بکشی
به خاطر چی وکی باید خودما بکشم
✓نمیدونم شاید به خاطر من یا بابات
اخه چرا به خاطر شمادوتا باید خودما پرت کنم پایین تو فعلا باید خودتا پرت کنی پایین
✓ایشش(عصبی)
که میرا و سولی اومدند طرف میخواستن بندازندم پایین جاخالی دادم همینطوری داشتم جاخالی میدادم که یه دفعه پرت شدم پایین دیدم یوری پرتم کرد پایین اهه لعنتی ***بهت پایین تر یه میله دیدم پس گذاشتم خوب برم پایین به میله نزدیک شدم ورفتم میله را گرفتم به پایین نگاه کردم فاصله زیاد نبود میشد بپرم پایین به بالا نگاه کردم میرا عصبی نگاهم میکرد هه فک کردی من میمیرم پریدم پایین و با میرا خدافظی کردم
ویو جیمین
همینطوری جونگکوک وتهیونگ داشتند بحث میکردند که دیدم میرا وسولی میخوان سوا را پرت کنن پایین که سوا جاخالی میده همینطوری داشت جاخالی میداد که یوری انداختش پایین چقد خونسرد بود داشت میمرد خونسرد بود بازم که برگشت وروبه پایین نگاه کرد بعد دوباره به میرا نگاه کرد وپوزخند زد با جونگکوک وتهیونگ رفتیم جلوتر که دیدم یه میله را گرفت و خودشا پرت کرد پایین
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
پارت۶
بعداز اینکه دعوا تموم شد از کلاسشون اومدیم بیرون همینطوری داشتیم تو راهرو راه میرفتیم که دیدم سوا از کلاس اومد بیرون به نرده ها تکیه داد وقتی ما را دید رفت چش بود چرا اینطوری کرد وللش رفتیم تو حیاط رو یه نیمکت نشستیم که جونگکوک گفت
§بچه ها این سه تا دخترا خیلی فرق دارن باهمه دخترا
-همه گیشون مثله همن
£نزن این حرفا ولی یورا خیلی خوبه فرق داره با اون دوتا اصن کاری به کسی نداره نباید اینکارا میکردی با یورا
§چیشده دوستش داری
£نه ندارم میگم خیلی مظلوم بود
-اهه خفه شین دیگه
§یه لحظه این سوا نیست اون بالا
-چرا ولش کنین خودش میاد پایین
ویو سوا
همینطوری لبه پشته بوم بودم که صدای اون میرای چندش اومد
✓چیه میخوای خودتا بکشی
به خاطر چی وکی باید خودما بکشم
✓نمیدونم شاید به خاطر من یا بابات
اخه چرا به خاطر شمادوتا باید خودما پرت کنم پایین تو فعلا باید خودتا پرت کنی پایین
✓ایشش(عصبی)
که میرا و سولی اومدند طرف میخواستن بندازندم پایین جاخالی دادم همینطوری داشتم جاخالی میدادم که یه دفعه پرت شدم پایین دیدم یوری پرتم کرد پایین اهه لعنتی ***بهت پایین تر یه میله دیدم پس گذاشتم خوب برم پایین به میله نزدیک شدم ورفتم میله را گرفتم به پایین نگاه کردم فاصله زیاد نبود میشد بپرم پایین به بالا نگاه کردم میرا عصبی نگاهم میکرد هه فک کردی من میمیرم پریدم پایین و با میرا خدافظی کردم
ویو جیمین
همینطوری جونگکوک وتهیونگ داشتند بحث میکردند که دیدم میرا وسولی میخوان سوا را پرت کنن پایین که سوا جاخالی میده همینطوری داشت جاخالی میداد که یوری انداختش پایین چقد خونسرد بود داشت میمرد خونسرد بود بازم که برگشت وروبه پایین نگاه کرد بعد دوباره به میرا نگاه کرد وپوزخند زد با جونگکوک وتهیونگ رفتیم جلوتر که دیدم یه میله را گرفت و خودشا پرت کرد پایین
- ۳.۹k
- ۱۶ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط