{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دزدی بلد نبودم

دزدی بلد نبودم

حتی با کلیدی که در دستم بود فقط دربهای پشت سرم را قفل کردم

تمام من را تو از من دزدیدی

گناه من این بود که فقط دوستت داشتم
دیدگاه ها (۲)

چه بی ریا آمدم به قلب عاشق تو باورم شد حرفای بظاهر صادق تو چ...

لب دریای خیال ، آرزوهای محال من تو را می بینم آه...محوی در م...

خیلی سخته خیلی سخته از عشق یه نفر بسوزی اما نتونی بهش بگی خی...

شبی از پشت یک تنهایی غمناک و بارانی تو را با لهجه ی گلهای نی...

من برگشتمممم🥐چرا نبودم چون با دوست پسرم دعوام شد بیرون بودم ...

میدونی اون شب که تو رفتی گریه نکردم ولی...ولی وقتی یکی محکم ...

پآرت⁷یونگی اومد تو اشپزخونه*نواهم درحال شستن ظرف*یونگی: چی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط