تو رفته ای که عشق من از سر به در کنی

تو رفته ای که " عشق "من از سر به در کنی

من مانده ام که " عشق " تو را تاج سر کنم...
دیدگاه ها (۱)

سخت است بخندے ودلت غم زده باشدهر گوشہ اے از پیرهنت نم زده با...

مےخواهمت ممنوعہ اےمےخوانمت ویرانه ایممنوعہ ےِ ویرانہ اممیخ...

آغوش تـــ️ــــو ،انتــــــــــهـایِ تــــمـــــامِ  آرزوهـــ...

سفرمبه عمق چشماتسفر  غریب و عاشقانه ای بود سفر غریبی داشتم ت...

به.عشق.پدر هرچه دارم از تو دارم ای پدرای که هستی نور چشم ،تا...

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم، در چشمانت خیره شومو د...

ای آشنای فال منای مانده در خیال منتو رفته ای و من چه کنم!غم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط