روز دهم ماه رمضان برنامه ماه عسل
روز دهم ماه رمضان برنامه ماه عسل
مادر جواد میگوید: روز أولی میگفت میخواهم بروم ایران درس بخوانم. بعد سر از سوریه درآورد و نزدیک به چهل روز آنجا ماند و با اصرارهای من هم برنگشت. بعد از آن که دوباره خواست برود جلویش را نگرفتم چون گفت باید برویم از حرم حضرت زینب دفاع کنیم.
روح الله در تعریف فرمانده جواد میگوید: آدم ها در معرکه جهاد همه خاص هستند. وقتی در بصره رسیدم به من گفتند که ما آن کسی را که میخواستیم پیدا کردیم. وقتی او را دیدم واقعا دوست داشتنی بود ؛ مردی که أز جنگ بیزار بود ، عاشق خانواده اش بود. کی از جنگ خوشش می آید؟ من فکر میکنم حتی این بچه های مدافع حرم مدافع انسانیت هستند و میخواهند جنگ را تمام کنند.....
پدر میگوید هیچ مشکلی نداشتم که برای دفاع بروند ، خیلی هم خوشحال بودم. من افتخار میکردم که میخواستند بروند از حرم حضرت زینب دفاع کنند.
روح الله به حرفهای پدر اضافه میکند: در همان نگاه اول شیفته جواد شدم. این را هم بگویم که در زمان جهاد همه آدمها به فطرت خدایی شان برمیگردند. کسی در جهاد دروغ نمیگوید، همه به هم محبت میکنند، فضائی که قابل توصیف نیست....
مادر جواد میگوید: روز أولی میگفت میخواهم بروم ایران درس بخوانم. بعد سر از سوریه درآورد و نزدیک به چهل روز آنجا ماند و با اصرارهای من هم برنگشت. بعد از آن که دوباره خواست برود جلویش را نگرفتم چون گفت باید برویم از حرم حضرت زینب دفاع کنیم.
روح الله در تعریف فرمانده جواد میگوید: آدم ها در معرکه جهاد همه خاص هستند. وقتی در بصره رسیدم به من گفتند که ما آن کسی را که میخواستیم پیدا کردیم. وقتی او را دیدم واقعا دوست داشتنی بود ؛ مردی که أز جنگ بیزار بود ، عاشق خانواده اش بود. کی از جنگ خوشش می آید؟ من فکر میکنم حتی این بچه های مدافع حرم مدافع انسانیت هستند و میخواهند جنگ را تمام کنند.....
پدر میگوید هیچ مشکلی نداشتم که برای دفاع بروند ، خیلی هم خوشحال بودم. من افتخار میکردم که میخواستند بروند از حرم حضرت زینب دفاع کنند.
روح الله به حرفهای پدر اضافه میکند: در همان نگاه اول شیفته جواد شدم. این را هم بگویم که در زمان جهاد همه آدمها به فطرت خدایی شان برمیگردند. کسی در جهاد دروغ نمیگوید، همه به هم محبت میکنند، فضائی که قابل توصیف نیست....
- ۱.۱k
- ۲۸ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط