{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرگ....

مرگ....
با همهء نامهربانی اش
گاهی
یادمان می اندازد که
وقت رفتن
خصوصی ترین عشقها و
پیامها و
عکسها را هم
باید
بگذاریم برای دیگران
و به خالی ترین شکل ممکن
برگردیم....!
.
دیر و زود و چگونه اش را
نمی دانیم
اما
در اینکه یک روزی سر میرسد
و گرد همهء تعلقات را
از دست و دامنمان می تکاند،
شکی نیست....!
.
همه چیز
رهایمان می کند...
جز
دردها و
زخمهایی
که بیرحمانه
بر دل و جان آدمهای روزگارمان نشانده ایم...!
.
همه شان می آیند...!
.
و فرض کن کبوتری را
که به پرواز
دچار باشد و
بالش
به زنجیرها
متصل....!
.
همانقدر ناچار....
همانقدر سخت....
همانقدر کلافه....!
.
و چقدر بی خبر می آید...!
.
تا نیامده
غل و زنجیر بشکن
به عشق....
به مهربانی...
به دوستت دارم...
به گذشت....
به گذشت....
به
گذشت.....
دیدگاه ها (۱)

عشـ❤ ️ــق مثل عبادت کردن می مونهبعد از اینکه نیت کردی دیگه ن...

تفسیر چشمان تو...وغزلهایمتفسیرآبی چشمان توست ای آبی چشمانتهو...

❤ ️وقتـے مـــــــــــــــرا مے بوســـــےاحتیـــــاط ڪــن❤ ️ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط