پارت
𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏
پارت 1
(ماه عمارت)
ویو ا.ت
امشب ساعت 9:00 به یه پارتی دعوتم خیلی زوق دارم یه دوش 10میلی گرفتم میکاپ کردم و یه لباس یکم باز پوشیدم الان دیگه تقریبا ساعت 8:30 حرکت کردم که سر وقت برسم
ویو جونگ کوک
به پارتی رفیقم دعوت شدم خیلی وقت بود به پارتی نرفته بودم برای همین دعوتش رو قبول کردم لباس پوشیدم و حرکت کردم.
ویو ا.ت
رسیدم به پارتی یه ساعت از پارتی گذشته بود همه رفیقام که به پارتی دعوت شده بودن مسـ*ت
کرده بودن که یهو یه پسر اومد کنارم نشست خیلی بد نگاه میکرد که دیدم مچ دستم رو گرفت و داشت منو میکشید و میگفت بیا بریم خونم امشب باهات کار دارم اونو هول دادم و داشتم از بینه جمعیت فرار میکردم اون پسر ول کن نبود هر جا میرفتم دنبالم میومد که یهو خوردم به یه پسر خوشتیپ و افتادم روی زمین
ویو جونگ کوک
یه دختر خورد بهم و روی زمین افتاد من خیلی اعصبانی بودم که میخواست دختره رو بکشم که یهو دیدم به پام افتاده و داره التماس میکنه که نجاتش بدم
(علامت ا.ت : - )
(علامت جونگ کوک : +)
-لطفا کمکم کنید اون پسره میخواد منو با خودش ببره.
+ چرا
- نمیدونم مسـ*ته ( ترس )
ویو جونگ کوک
اولش نمیخواستم قبول کنم کمکش کنم ولی با خودم گفتم خیلی وقته دعوا نکردم رفتم و یه مشت محکم زدم وسط صورتش که داشت از دماغش خون میومد.
- چطور براتون جبرانش کنم
+خدمت کار عمارتم شو
-چی خدمت کار
+ اره
-اما
+اما نداریم ..
ادامه دارد...
پارت 1
(ماه عمارت)
ویو ا.ت
امشب ساعت 9:00 به یه پارتی دعوتم خیلی زوق دارم یه دوش 10میلی گرفتم میکاپ کردم و یه لباس یکم باز پوشیدم الان دیگه تقریبا ساعت 8:30 حرکت کردم که سر وقت برسم
ویو جونگ کوک
به پارتی رفیقم دعوت شدم خیلی وقت بود به پارتی نرفته بودم برای همین دعوتش رو قبول کردم لباس پوشیدم و حرکت کردم.
ویو ا.ت
رسیدم به پارتی یه ساعت از پارتی گذشته بود همه رفیقام که به پارتی دعوت شده بودن مسـ*ت
کرده بودن که یهو یه پسر اومد کنارم نشست خیلی بد نگاه میکرد که دیدم مچ دستم رو گرفت و داشت منو میکشید و میگفت بیا بریم خونم امشب باهات کار دارم اونو هول دادم و داشتم از بینه جمعیت فرار میکردم اون پسر ول کن نبود هر جا میرفتم دنبالم میومد که یهو خوردم به یه پسر خوشتیپ و افتادم روی زمین
ویو جونگ کوک
یه دختر خورد بهم و روی زمین افتاد من خیلی اعصبانی بودم که میخواست دختره رو بکشم که یهو دیدم به پام افتاده و داره التماس میکنه که نجاتش بدم
(علامت ا.ت : - )
(علامت جونگ کوک : +)
-لطفا کمکم کنید اون پسره میخواد منو با خودش ببره.
+ چرا
- نمیدونم مسـ*ته ( ترس )
ویو جونگ کوک
اولش نمیخواستم قبول کنم کمکش کنم ولی با خودم گفتم خیلی وقته دعوا نکردم رفتم و یه مشت محکم زدم وسط صورتش که داشت از دماغش خون میومد.
- چطور براتون جبرانش کنم
+خدمت کار عمارتم شو
-چی خدمت کار
+ اره
-اما
+اما نداریم ..
ادامه دارد...
- ۹.۵k
- ۰۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط