{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت رازآلود قُقنُس یا پرنده اثیری!!

حکایت رازآلود قُقنُس یا پرنده اثیری!!


هست ققنس طرفه مرغی دلستان،

موضع این مرغ در هندوستان،

سخت منقاری عجب دارد دراز،

همچو نِی در وی بسی سوراخ باز،

قُرب صد سوراخ در منقار اوست،

نیست جُفتش، طاق بودن کار اوست،

هست در هر ثُقبه آوازی دگر،

زیر هر آواز او رازی دگر،

چون بهر ثقبه بنالد زار زار،

مرغ و ماهی گردد از وی بی‌قرار،

جمله‌ی پرندگان خامش شوند،

در خوشی بانگ او بیهُش شوند،

................................................






به نقل از:
عطار نیشابوری، منطق الطیر
دیدگاه ها (۲)

طلب دوست از دوست رضای اوست، و آرزوی دوست از دوست دیدار اوست!

دلم نوشت: «امان بده، امان بده!» بذار بیام، جهنم ام می شه ب...

!Kiss me! Kiss me ,Beside the green green grass ! Swing, Swi...

عالم‌ طبع‌، نزول‌ عالم‌ ملکوت‌ است‌!!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط