تو را دیدم دل از دلبر برید
تو را دیدم، دل از دلبر برید،
صدای عشق در گوشم رسید.
تو آمدی و گل شد آسمان،
پر از عطر تو شد این کهکشان.
لبت چون شکری در کام من،
نگاهت آتشی در جان من.
اگر باشی، جهانم پر ز نور،
نباشی، مانَد این دل در عبور.
نفسهام از هوای تو پر است،
دلم درگیر آن چشم تر است.
شبی با تو، تمام زندگیست،
بدونت، لحظهای هم بندگیست.
دلم را با دلت پیوند زن،
به آغوشم بیا، لبخند زن.
من از دنیا فقط تو را خواهم،
که جز عشق تو، هیچ نخواهم.💜
صدای عشق در گوشم رسید.
تو آمدی و گل شد آسمان،
پر از عطر تو شد این کهکشان.
لبت چون شکری در کام من،
نگاهت آتشی در جان من.
اگر باشی، جهانم پر ز نور،
نباشی، مانَد این دل در عبور.
نفسهام از هوای تو پر است،
دلم درگیر آن چشم تر است.
شبی با تو، تمام زندگیست،
بدونت، لحظهای هم بندگیست.
دلم را با دلت پیوند زن،
به آغوشم بیا، لبخند زن.
من از دنیا فقط تو را خواهم،
که جز عشق تو، هیچ نخواهم.💜
- ۵۳۹
- ۰۹ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط