شبیه مه شده بودی

شبیه مِه شده بودی؛
نه می شد در آغوشت گرفت
و نه آنسوی تو را دید
تنها می شد؛
در تو گم شد
که شدم ...
دیدگاه ها (۱)

موهای مشکیِ بلندَت،چشمانِ پُر از حرفَت،لبخندَت آخ لبخندَت......

بی خوابی هایمپنج دلیل ساده، ظریف و زیبا دارد!کم دارم پنج انگ...

خنده ، بخیه استبوسه ، بخیه استفراموشی ، بخیه استمهربانی ، ب...

حرف است فراوان و دگر حوصلـه ای نیسـت ..

شبیه مه شده بودی؛ نه میشد در اغوشت گرفت و نه ان سوی تو را دی...

تو شبیه یک اتفاق بودی

اینجا هیچکس شبیه حرف‌هایش نیست، اما تو تفسیرِ دقیق چشم‌هایت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط