{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در این جادو شبِ پوشیده

در این جادو شبِ پوشیده
از برگِ گل کوکب
دلم دیوانه بودن با تو را می خواست
دیدگاه ها (۱)

گوشواری به دو گوشم می‌آويزماز دو #گيلاس سرخ همزادو به ناخن‌ه...

با تو بودن به همه دردسرش می‌ارزد🌸به دل خون و به چشمان ترش می...

سهم من از تودلتنگے بے پایانی‌ستڪه روزها دیوانه ام می‌ڪندشب‌ه...

تو گر می کنی خواب و جادو 🐣

کاش چون برگ خزان رقص ِمرا ، ، نیمه شب ماه تَماشا می کرد ، ، ...

«پاییز هم از چشمِ تو الهام گرفتهبا هر نگهت جان و دلم کام گرف...

دیوانه منم که می‌دانم محالی، اما بازهم دلم چه بی‌گناه تورا م...

‌ بآ نگا‍هت عاشྀقم ڪردي ،‌ ‍دل۪م دیوا۫نہ شدخڹده بر ل۪ب شاعر...

برگ اول پاییز که می‌ریزد، دلم برای کربلا می‌گیرد؛ یادِ جوانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط