{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مشتیا عذاب وجدان دارم...

مشتیا عذاب وجدان دارم...
ما خب...زنگ زدیم ب ی رستورانی...
گفتیم مامان بابام دارن دعوا می‌کنن بابام داره مامانمو می‌کشع...
عذاب وجدان دارم...اینجوری بود ک خونتون کجاس خاله...وای...حالم بده ای کاش ی سناریو دیگع می‌چیدیم...مامانمم گف ی سناریو دیگه می‌چیدین...
وای شت آجی و دآشم دوبارع دارن زنگ می‌زنن...اینسری با صدای خواهرم... گفتم نکنین!
وای شت گف: برو ت اتاق هندزفری بزار من کاری از دسم برنمیاد عزیزم برو کارتون بزار کاری ب دعوای بزگ ترا نداشتع باش...
چ– هرچند گفتم دیه زنگ نزنین ولی این چیزایی ک آجی گف و جوابای زنع آرومم کر– دختر خالمم پیام داد گف چالش بو–
وای هرسری توبه میکنما...
دیدگاه ها (۱۵)

آدآمآع

فینیش! ●ω● 🎀امیدوارم شوشوییتو پیداکنـ– 😭☹🤡🌈*چیع؟! چر چپچپ نگ...

عوا دیدی چ شد-؟دیویس شدیمممممممم!!!🥳😭🎀🫂🫂🫂✨🌈🍰🦄🍬🍓عاشقتونم پشمک...

کی ب کیع بیاین بگین ازکدوم اوسیم فولبادی بکشم 🤧🎀🗣ک♡رم نکنینم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط