{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله

حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله …
اول یکی یکی جمع شون میکنی تو بغلت بعدش یکی یکی پرتشون میکنی تو آب ؛
اما بعضی وقتها سنگهای قیمتی گیرت میاد که هیچ وقت نمیتونی پرتشون کنی …
#خدایا مواظب دوستای خوبم که همیشه بیادم هستن باش....
دیدگاه ها (۳)

😏 😏 😏

😕 😐 😐

ادامه پارت ۱۳

خون آشام عزیز (90)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط