کاش ..طنینِ صدایت می پیچیددر این سکوتِ شب ..کاش ..سهمم می شدی در اوجِ ناباوری ها ..جنجالی ست در دلم؛خودم را در شعر پیچانده ام ..دستانم تهی ست از گرمیِ دستانتدرونم بُغضِ بی رحمی ست ..خورشیدِ آروزی مناگر بدانیچقدر دوستت دارم ...