{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بغضِ غریبی گلوی عالم را می فشارد و سنگینی داغی جان‌سوز بر

بغضِ غریبی گلوی عالم را می فشارد و سنگینی داغی جان‌سوز بر قلب زمین زخم می زند. ملائک، کوچه پس کوچه های مدینه را در پیِ مرد بی نظیری می گردند که محضرِ مبارکش، منبع فیض آسمانی بود؛ اما چه سود که اینک خوشه های زهرآگینِ کینه منصور، ‌قلب سپیدش را هزارپاره کرده است.

به ستاره ها بگویید دیگر ماه صادقانه شان طلوع نخواهد کرد!

شب های تیره عراق آرام بگیرند که دیگر مأمورین سیاهدلِ عباسی، از دیوارهای خانه ولایت بالا نمی روند و جانشینِ خدا را از سجاده نماز، با سروپای برهنه به دربارِ جور نمی برند!

امشب کوچه های مدینه داغدارند و بقیع، چشم‌انتظار آخرین مسافر خویش است. بقیع، بقعه ای خاموش و تاریک؛ بقیع، آشنایی غریب؛ بقیع، مزار بی چراغ و فانوسی که مظهر مظلومیت هزار و اندی ساله است. در بقیع، روضه لازم نیست، خودش مرثیه مجسم است...
دیدگاه ها (۱)

روزی ابو حنیفه - یکی از پیشوایان و رهبران اهل سنّت - به همرا...

مرحوم قطب الدّین راوندی و دیگران بزرگان حکایت کنند: روزی حم...

فرزند فاطمه ششمین نور سرمدمشیخ الائمه صادق آل پیمبرممن آخرین...

قسمت بیست و پنجم: بدون تو؛ هرگز با اون پای مشکل دارش، پا به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط