واییییی نمیدونید چی شده بود
واییییی نمیدونید چی شده بود
داشتیم وسایل اماده میکردیم که بیایم مسافرت تا اینجا چیز خاصی نیست
بعد من داشتم فیگور هام از گیو و مویچیرو رو جمع میکردم که خراب نشه به یه دلیلی باز چیز مهمی نیست تا اینجا
مامانم اومدم تو اتاق
بهم گفت جیکار میکنی...
حالا اینجا
گفتم مامان من کراشام تو این جعبه هست حواست باشه....☠
بعد مامان با یه لحن خیلی ترسناک گفت
چی؟!
منم گفتم نه چیزه دارم میگم فیگورام توشه..
همون لحظه قلبمو تو دهنم احساس کردم
داشتیم وسایل اماده میکردیم که بیایم مسافرت تا اینجا چیز خاصی نیست
بعد من داشتم فیگور هام از گیو و مویچیرو رو جمع میکردم که خراب نشه به یه دلیلی باز چیز مهمی نیست تا اینجا
مامانم اومدم تو اتاق
بهم گفت جیکار میکنی...
حالا اینجا
گفتم مامان من کراشام تو این جعبه هست حواست باشه....☠
بعد مامان با یه لحن خیلی ترسناک گفت
چی؟!
منم گفتم نه چیزه دارم میگم فیگورام توشه..
همون لحظه قلبمو تو دهنم احساس کردم
- ۱۳۳
- ۲۰ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط