بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم وَ العَن أعدائهم أَجْمعين
🔻شیخ ابوتراب شیرازی نقل می کند زمانی که اسرای اهل بیت صلوات الله علیهم را به سمت کوفه می بردند در شهر کوفه چادر زده بودند و سنان ملعون نگهبان بود تا مبادا شیعیان شبیخون بزنند و سر عباس بن علی صلوات الله علیه روبروی خیام اسرا بود،نور زیادی ساطع بود،سنان گوید از سمت خیام کودکی بیرون آمد تا پرسیدم کیستی فوراً به خیمه برگشت تا سه مرتبه آمد و برگشت،دیدم آخر کار رو به سر حضرت عباس صلوات الله علیه روی نیزه کرد،اما سر می چرخید و هر طرف می چرخید آن طفل هم می چرخید،گفت عمو جان خجالت زده مباش از طرف عمه ام زینب صلوات الله علیها پیام دارم،نیزه خم شد رسید روبه روی حضرت سکینه صلوات الله علیها فرمود عمه ات چه فرموده؟
گفت می گوید در این شب چه کسی نگهبان ما باشد؟
سر عباس صلوات الله علیه شروع کرد به گریستن،رو کرد سمت نجف گفت یا ضیغم الغزوات،دخترت زینب صلوات الله علیها از من نگهبانی می خواهد.
سنان گوید در همین موقع از طرف نجف اسب سواری نقاب دار با شمشیر دو سر آمد و کنار سر عباس صلوات الله علیه از اسب پیاده شد و سر سکینه صلوات الله علیها را به زانو گرفت فرمود برو به عمه ات بگو تا شام من نگهبان شما هستم.
#مقتل_خطی_جنگ_مراثی ۱۳۴
🎯🕊
@nahjul_balagheh
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم وَ العَن أعدائهم أَجْمعين
🔻شیخ ابوتراب شیرازی نقل می کند زمانی که اسرای اهل بیت صلوات الله علیهم را به سمت کوفه می بردند در شهر کوفه چادر زده بودند و سنان ملعون نگهبان بود تا مبادا شیعیان شبیخون بزنند و سر عباس بن علی صلوات الله علیه روبروی خیام اسرا بود،نور زیادی ساطع بود،سنان گوید از سمت خیام کودکی بیرون آمد تا پرسیدم کیستی فوراً به خیمه برگشت تا سه مرتبه آمد و برگشت،دیدم آخر کار رو به سر حضرت عباس صلوات الله علیه روی نیزه کرد،اما سر می چرخید و هر طرف می چرخید آن طفل هم می چرخید،گفت عمو جان خجالت زده مباش از طرف عمه ام زینب صلوات الله علیها پیام دارم،نیزه خم شد رسید روبه روی حضرت سکینه صلوات الله علیها فرمود عمه ات چه فرموده؟
گفت می گوید در این شب چه کسی نگهبان ما باشد؟
سر عباس صلوات الله علیه شروع کرد به گریستن،رو کرد سمت نجف گفت یا ضیغم الغزوات،دخترت زینب صلوات الله علیها از من نگهبانی می خواهد.
سنان گوید در همین موقع از طرف نجف اسب سواری نقاب دار با شمشیر دو سر آمد و کنار سر عباس صلوات الله علیه از اسب پیاده شد و سر سکینه صلوات الله علیها را به زانو گرفت فرمود برو به عمه ات بگو تا شام من نگهبان شما هستم.
#مقتل_خطی_جنگ_مراثی ۱۳۴
🎯🕊
@nahjul_balagheh
- ۱۵۰
- ۱۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط