{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تک پارتی

تک پارتی
چیفویو بغل باجی خوابش برد وقتی نور از لایه پنجره خورد چیفویو بیدار شد و باجی هم بیدار شد چون دیگه احساس نمی کرد کسی بغلش کرده و ترسید شاید چیفویو افتاده از تخت یا شایدم خواب دیده بغل چیفویو خوابیده برای همین سری بلند شد گفت (داخل ذهنش چیفویو) ولی بجاش گفت گربه زرد نازه من 🎀 چیفویو سرخ شد و به باجی گفت بله باجی سان باجی چیفویو بغل کرد گفت خیلی زود بیدار نشو می‌خوام بخوابیم اشکال ندارد چیفویو که من بغل کنی باشه چیفویو سرخ شد گفت ب.. ‌اشه و چیفویو محکم باجی بغل کرد و باجی هم چیفویو را بغل کرد گفت شب بخیر گربه زرد نازه من 🎀 چیفویو هم گفت شب بخیر باجی سان🎀
دیدگاه ها (۰)

میو

سلام عکس پیچ اوز کنم یا نهآره 🩵 نه💛

خوب خوب...بریم یه تکونی به خودمون بدمممممممم!!!‧₊˚🖇️✩ Scenar...

در ادامه...🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼باجی یهو مثل ماست اومد وسط و جلوی عس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط