من با همه ی درد جهان ساختم اما

من با همه ی درد جهان ساختم اما
با درد تو هر ثانیه در حال نبردم
تو دور شدی از منو با این همه یک عمر
من غیر تو حتی به کسی فکر نکردم
من خسته تن از این همه تاوان جدایی
ای بی خبر از حال من امروز کجایی
من صبر نکردم که به این روز بیفتم
انقدر نگو صبر کنم تا تو بیایی
ای دوست کجایی…


انقدر که راحت به خودم سخت گرفتم
از عشق شده باور من درد کشیدن
گیرم همه آینده ی من پاک شد از تو
با خاطره های تو چه باید بکنم من
من خسته تن از این همه تاوان جدایی
ای بی خبر از حال من امروز کجایی
من صبر نکردم که به این روز بیفتم
انقدر نگو صبر کنم تا تو بیایی
ای دوست کجایی
دیدگاه ها (۸)

انقدر درگیر دوست پسراتون نباشید. اینا آخرش نوه‌ی خاله‌ی دختر...

ندیدم شهی در دل آرایی تو، به قربان اخلاق مولائی تو؛ تو خورشی...

اسم قشنگی ندارم ولی وقتی صدام میزد قشنگترین اسم دنیا میشد

چشمامو بستم رو خودم از مرز تقدیرم بریبا اینکه میدونی خودت ای...

ترجمه : به خونه میاد ، خسته و عرق کرده ، از پشت بهت نزدیک می...

دوستت دارمانقدر زیاد که گاهی وقت هاکه دوریچشمانم بی اختیار ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط