{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قطره عسلی بر زمین افتاد، مورچه کوچکی آمد و از آن چشید و خ

قطره عسلی بر زمین افتاد، مورچه کوچکی آمد و از آن چشید و خواست که برود اما مزه ی عسل برایش اعجاب انگیز بود، پس برگشت و جرعه دیگری نوشید...
باز عزم رفتن کرد، اما احساس کرد که خوردن از لبه عسل کفایت نمی کند و مزه واقعی را نمی دهد، پس بر آن شد تا خود را در عسل بیندازد تا هر چه بیشتر و بیشتر لذت ببرد...
مورچه در عسل غوطه ور شد و لذت می برد...
اما افسوس که نتوانست از آن خارج شود، پاهایش خشک و به زمین چسبیده بود و توانایی حرکت نداشت...
در این حال ماند تا آنکه نهایتا مرد...
💠 بنجامین فرانکلین می گوید:
دنیا چیزی نیست جز قطره عسلی بزرگ! 
پس آنکه به نوشیدن مقدار کمی از آن اکتفا کرد نجات می یابد، و آنکه در شیرینی آن غرق شد هلاک می شود...
این است حکایت دنیا...
دیدگاه ها (۰)

من آبم هنوز شرمنده کودک ربابمهنوز یاد علقمه به پیچ و تابم***...

#عکس_نوشته

من سریال قهوه ی تلخ رو ندیده بودم اما از اونجایی که یکی از د...

فرشته کوچولوم ناراحت شده به یکی دیگه میگین ملکه ،، واقعا که ...

#منتظر.خیانت.باش.#پارت1-------------------------------------...

~LIKE THE DAY THAT I MET HIM~~هماننده روزی که او را ملاقات ...

پارت نوزدهم:بی قرار(Rose)تهیونگ با همان عجله به بیمارستان بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط