ایران...

ایران...
فدای اشک و خنده تو
دل پر و تپنده تو
فدای حسرت و امیدت
رهایی رمنده تو
اگر دل تو را شکستند
تو را به بند کینه بستند
چه عاشقان بی‌نشانی
که پای درد تو نشستند
کلام شد گلوله باران
به خون کشیده شد خیابان
ولی کلام آخر این شد
که جان من فدای ایران
تو ماندی و زمانه نو شد
خیال عاشقانه نو شد
هزار دل شکست و اخر
هزارو یک بهانه نو شد
به خاک خسته تو سوگند
به بغض خفته دماوند
که شوق زنده ماندن من
به شادی تو خورده پیوند
دیدگاه ها (۳)

با نامِ خدایی که زیبایی را در پوشش و شکوه را در وقار نهاده ا...

ایران سرای من است AHVAZ ایران فدای اشک و خنده تو دل پر و ...

ایران سرای من است ایران فدای اشک و خنده تو دل پر و تپنده ی...

ایران فدای اشک و خنده تو دل پر و تپنده ی توفدای حسرت و امیدت...

ایران فدایه اشکو خنده ی تودله پرو تپنده ی توفدایه حسرتو امید...

ایران فدایه اشکو خنده ی تو دله پرو تپنده ی تو فدایه حسرتو ام...

ایران فدایه اشکو خنده ی تو دله پرو تپنده ی تو فدایه حسرتو ...

یران فدایه اشکو خنده ی تودله پرو تپنده ی توفدایه حسرتو امیدت...

ایـــــــــــــــــــــــــــران فدای اشک و خندۀ تو... دل پر...

▶صلابت و صولت حیدری◀ایران ...فدای اشک و خنده تودل پر و تپنده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط