{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من شبیه کوهم امّا از وسط تا خورده ام

من شبیه کوهم امّا از وسط تا خورده ام
تو تصوّر می کنی چوبِ خدا را خورده ام

نه! خیال بد نکن، چوب خدا اینگونه نیست
من هرآنچه خورده ام از دست دنیا خورده ام

ساده از من رد نشو ای سنگدل، قدری بایست
من همان « فرش ِ گران سنگم » ، فقط پا خورده ام

قطره ام امّا هزاران رود ِ جاری در من است
غرق در دلشوره ام انگار دریا خورده ام

دائما در حال تغییرم ، بپرس از آینه
بارها از دیدن تصویر خود جا خورده
دیدگاه ها (۲)

بدون حضور خداجایی نروبه خیالتکه به آبادی میرسی ؟نه رفیق چراغ...

میگویند روزی مولانا از کنار مسجدی رد میشد و دید عده ای دست ...

تا تو الهام منی، حادثه‌ ی یک غزلمتو پر از قافیه و من فعلاتن ...

یک روز از سرِ بی کاری به بچه های کلاس گفتم انشایی بنویسند با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط