{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ردّ پاهایت به روی این دلم جا مانده است..

ردّ پاهایت به روی این دلم جا مانده است..
مرغ شیدای سحر؛ دل بی تو تنها مانده است.

اشکهایم همچو باران باز باریدن گرفت..
خیسی این دل زباران غمت جامانده است.

ساحل و دریا پناه لحظه دیدار بود..
بی گمان دریا از این دیدار شیدا مانده است.

میکنم فریاد ای دور از من و اُمّید من..
زیر چنگال ددان فریاد من وا مانده است.

ناله ام را کس نخواهد دید در کنج قفس..
چون به دیوار دل من شعرفردا مانده است.

پلکهایم بسته شد تصویر آمالم گذشت..
در خیالم آن دو چشمت همچو رویا مانده است.
دیدگاه ها (۲)

کدام پلدر کجای جهانشکسته استکه هیچکس به خانه اش نمی رسد …

عشق اول می کند دیوانه ات تا ز ما و من کند بیگانه اتعشق چون د...

بــه مجــنون گفـت روزی ساربانیچــرا بیــهوده در صحــــرا دوا...

دستــــــــانم را گرفتی و گفتی دستانت عوض شده...سری تکان دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط