{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۵

پارت ۵

ویو ات امروز از خواب بیدار شدم دیدم سولا تو تختش نیست نگاه به ساعت کردم دیدم وااااااییییییی دیر کردمممممم امروز باید با بچه ها بریم سالن تمرینی استاد کارمون دارهههه واااایییی خداااا سریع لباسام رو عوض کردم و راه افتادم به سمت سالن تمرینی وقتی رسیدم دیدم بچه ها دور هم جمع شده بودن وایی خدا رو شکر استاد نرسیده هنوز که دیدم شوگا داره به من اشاره میکنه که یهو تهیونگ و سولا نگاهشون رو به من انداختن وقتی رفتم نزدیکشون تهیونگ گفت به به خانم عقب مونده چرا دیر کردی ؟ گفتم ب.....ببخشید تهیونگ داد زد ببخشید ؟ ببخشید فایده ای نداره امروز تنبیه میشی که وقتی استاد گفت چیکارمون داره تنبیهت رو بهت میگم گفتم چ....چشم که شوگا گفت زیاده روی نمیکنی ؟ سولا گفت راست میگه دیگه زیاده رویه تهیونگ گفت هه زیاده روی ؟ اصلا هم زیاده روی نیست باید تنبیه شه تا دفعه بعدی دیر بیدار نشه که یهو استاد اومد و گفت امروز کار تیمیتون اینه که با یه  گروه سطح شیش دیگه که سرگروهش جیمینه رقابت کنید بین راه هیولا هایی از همه سطح ها همینطور از سطح هفت هم میان من گفتم چی ؟ سطح ....سطح هفت ؟ استاد سر تکون داد و ادامه داد بعد از روبه رو شدن با هیولا ها ممکنه همدیگه رو گم کنید پس هر کدومتون باید سعی کنید به اندازه کافی برای گروهتون مفید باشین و مهم ترین چیز اینه که در آخر شما به جایی میرسید که تنها یک جام وجود داره هر کس زود تر به جام دسترسی پیدا کنه اون تیم برنده هست حالا همه آماده باشید با شمارش من حرکت میکنید ۱....۲....۳ شروع کنیییید
........ادامه دارد
( پارت های بعدی هیجانیه)
دیدگاه ها (۲)

https://wisgoon.com/baby_13g/بانو فیک نویسن .....تازه شروع ک...

ادامه پارت ۴معجون رو باز کردم و سر کشیدم. طعمش تلخ بود، ولی ...

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

عشق پنهان در جادویی تاریک پارت ۱ ویو ات ............امروز خی...

عشق پنهان در جادویی تاریک پارت ۲پرتش کردم سمت هیولا و رفتم س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط