{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بغچـه ام را بستـه ام ، سفـرم طـولانيسـت

بغچـه ام را بستـه ام ، سفـرم طـولانيسـت

جـاده هـا منتظـرنـد ، مـرا مے خـواننـد ...

کفشهـايـم پـوسيـده سـت ، چشمهـا را بـايـد شسـت

راه دل را بـايـد رفـت .
دیدگاه ها (۶)

همـه چيـز را مے دانـم ؛ آنهـا راسـت مے گفتنـد : بغچـه ا...

بغچـه ام را بـه تـو خـواهـم بخشيـد ، قـايقـے خـواهـم سـاخـت ...

- آسمان را مرخص مي کنم ! ديگر به هوا هم نيازي ندارم ! ...

- شب‌ها، پرنده‌هايش مي‌روند؛ . روزها، ستاره‌هايش...

🍂🍁 پاییز که می‌آید، جاده‌ها قصه‌گو می‌شوند...باران آرام می‌ب...

یک جوان رفت یک دل مادر شکست جوانی که باید زندگی می‌کرد، شد خ...

چه درد عجیبی‌ست…او مرا از یاد برده،ولی من هنوز نتوانسته‌امحت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط