عروس فراری
عروس فراری
پارت : ۲
متن : کوتاه
تهیونگ بی توجه به قضیه «کارلا، خواهر شور اینده»،ابرویی بالا انداخت و با چشمایی ریز شده گفت :
- خواهر داماد؟ الان من این وسط عروسم؟
- من اینو نگفتم
جیمین چشاشو چرخوند و غر غر کرد
تهیونگ خواست یک چیزی بگه که چشمش به مردی خورد که کمی جلو تر ازشون داشت به سمت خروجی میرفت .
پارت : ۲
متن : کوتاه
تهیونگ بی توجه به قضیه «کارلا، خواهر شور اینده»،ابرویی بالا انداخت و با چشمایی ریز شده گفت :
- خواهر داماد؟ الان من این وسط عروسم؟
- من اینو نگفتم
جیمین چشاشو چرخوند و غر غر کرد
تهیونگ خواست یک چیزی بگه که چشمش به مردی خورد که کمی جلو تر ازشون داشت به سمت خروجی میرفت .
- ۳۷
- ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط