_

_
با نفسش دست هایش را گرم می کرد.
شروع کردم به عکس گرفتن
گفت دستای من یخ‌زده تو داری عکس میگیری؟ بیا کمکم کن.
گفتم چشم.تا خواستم کمکش کنم خندید و گفت شوخی کردم.امروز تو کمکم کنی فردا و پس فردا کی کمکم کنه.عکس بگیر شاید صدای ما جایی برسه
#کولبر #کولبری
دیدگاه ها (۲)

Destiny part 10

پارت ۶(ساعت ⁴:¹⁵ ظهر)«نههههه‌ جونگکوک من کت شلوار نمیپوشم»«ج...

رمان اسیر خان پارت نهم ۹

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت سی‌ام 𓆪 🖤🥀اسما به عکس خیره مانده بود.ـ «یعنی...

می خواستم رو در رو باهات حرف بزنم خودت‌و گرفتی ازم.گفتم نشد ...

وقتی میرین مهمونی ولی...درخواستی ادکلن هم زدم که صدای هول زد...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖+همه خوردن رفتن هرکس ی جایی رفت منم پاشدم رفتم‌توی حیات...

چند پارت

𝐎𝐧𝐞 𝐌𝐨𝐧𝐭𝐡 𝐖𝐢𝐭𝐡 𝐓𝐚𝐞𝐡𝐲𝐮𝐧𝐠 | یک ماه با تهیونگ𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐صبح روز بعد...

Iove and the moonPart26کوک: خب خانم یونا خب ول خرجی کردی یون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط