{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قاصدک !

قاصدک !
شعر مرا از بر کن
برو آن گوشه ی باغ
سمت آن نرگس مست
و بخوان در گوشش
و بگو باور کن
یک نفر یاد تو را
دمی از دل نبرد!

سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۳)

بیخیاله عطرهای گرانبها ....ادم باید بوی معرفت بدهد ...

من گمان میکنم آدم دائماً ترسی در سر دارد. ترس از دست دادن ه...

بزرگ کہ مےشوے!غصہ هایت زودتر از خودتقد مےکشند!دردهایت نیز!غا...

...زمیـــن خـــوردن گـــاهـــی ♨ ️از زنـــدگـــی کـــردن واج...

قصه تلخ از عشق

نرگس چشم تو از آینه پیداست هنوز تپش قلب من از شوق تمناست هنو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط