Love at first sight Part
Love at first sight | #Part۲
ویو هایون:
وقتی وارد سالن پارتی شدیم، نگاه های سنگین افراد حاضر توی مراسمو حس میکردم؛ داشت اذیتم میکرد!
هایون: هی... مین جی! با نگاه هاشون دارن منو میخورن!(آروم و در گوشی)
مین جی: عادی گلم... بایدم با نگاه شون دخترای خوشگلو بخورن!(شیطون طور)
ویو هایون:
مین جی با دستش به یه میز و صندلی خالی اشاره کرد و به سمت اون حرکت کردیم...
تهیونگم دقیقا در تضاد و مجاور ما حرکت کرد و رفت پیش رفیقش. روی صندلی ها نشستیم؛ صندلی ها کاملا از چرم سفید بودن و میزای رو به روشون از چوب طبیعی ساخته شده بود! وایب گرم و خوبی داشت:))
همینطور که داشتم زیر چشمی به دور و برم نگاه میکردم، چشمم افتاد به میز تهیونگ که دقیقا مجاور ما و فقط چندین متر اون ور تر بود. پسری که داشت باهاش حرف میزد، توجه مو به خودش جلب کرد!
واییی خدا! باورم نمیشه، این دیگه کیه!؟ این یارو واقعا دوستشه!؟ چرا انقدر جذابه!؟ قیافشوو!! موهاشوو!! وایییی خدا! (دخترمون اغوا شد رفت🤣🎀)
همینجور که داشتم با این افکار کلنجار میرفتم، متوجه استایل متفاوتش با بقیه شدم... واییی خدا! چرا زیر کتش هیچ لباسی نداره!؟ فکر کنم این پسره قصد داره همه رو با بدن و قیافش به کشتن بده!!(فکر کنم فهمیدید کدوم استایلش رو میگم. همونی که توی هفته مد پاریس به پیشنهاد خودش، زیر کتش زیری نپوشیده بود! حالا عکسشو میذارم براتون🔥)
همینطور که هایون به پسر خیره شده بود و با این حرفا سر و کله میزد، جیمین چشمش به دخترک میوفته و برای چند لحظه نگاه هاشون باهم قفل میشه! هایون وقتی متوجه میشه پسر داره بهش نگاه میکنه، سریع نگاه شو می دزده!
ویو جیمین:
چه دختری! مثل ماه میمونه! خیلی نورانی و زیباست:)) تاحالا همچین دختری ندیده بودم.
ای وای... فکر کنم متوجه شد دارم بهش نگاه میکنم. نگاه شو دزدید.(خنده با خودش)
جیمین لبخند ملایمی زد و به سمت تهیونگ برگشت...
جیمین: تهیونگ...
تهیونگ: هومم!؟
جیمین: اون دختره کیه همراه مین جی!؟
تهیونگ: اون صمیمی ترین رفیقشه؛ خیلی ساله باهم رفیقن!
جیمین: آهااا؛ میگم نمیخوای بری پیش دوست دخترت!؟ خوب نیست دوتا دختر تنها باشناااا!! اینجا پسر لاشی زیاده!!
تهیونگ: باز کیو تور زدی داری منو دست به سر میکنی!؟
جیمین: هیچکسو تور نزدم... منم میخوام باهات بیام.
تهیونگ: خیله خُب... پاشو بریم!
- ادامه دارد...
شرط↓
لایک؟ 10تا❤️
کامنت؟ 5تا📨
بازنشر؟ اگه دوست داشتی :)
ویو هایون:
وقتی وارد سالن پارتی شدیم، نگاه های سنگین افراد حاضر توی مراسمو حس میکردم؛ داشت اذیتم میکرد!
هایون: هی... مین جی! با نگاه هاشون دارن منو میخورن!(آروم و در گوشی)
مین جی: عادی گلم... بایدم با نگاه شون دخترای خوشگلو بخورن!(شیطون طور)
ویو هایون:
مین جی با دستش به یه میز و صندلی خالی اشاره کرد و به سمت اون حرکت کردیم...
تهیونگم دقیقا در تضاد و مجاور ما حرکت کرد و رفت پیش رفیقش. روی صندلی ها نشستیم؛ صندلی ها کاملا از چرم سفید بودن و میزای رو به روشون از چوب طبیعی ساخته شده بود! وایب گرم و خوبی داشت:))
همینطور که داشتم زیر چشمی به دور و برم نگاه میکردم، چشمم افتاد به میز تهیونگ که دقیقا مجاور ما و فقط چندین متر اون ور تر بود. پسری که داشت باهاش حرف میزد، توجه مو به خودش جلب کرد!
واییی خدا! باورم نمیشه، این دیگه کیه!؟ این یارو واقعا دوستشه!؟ چرا انقدر جذابه!؟ قیافشوو!! موهاشوو!! وایییی خدا! (دخترمون اغوا شد رفت🤣🎀)
همینجور که داشتم با این افکار کلنجار میرفتم، متوجه استایل متفاوتش با بقیه شدم... واییی خدا! چرا زیر کتش هیچ لباسی نداره!؟ فکر کنم این پسره قصد داره همه رو با بدن و قیافش به کشتن بده!!(فکر کنم فهمیدید کدوم استایلش رو میگم. همونی که توی هفته مد پاریس به پیشنهاد خودش، زیر کتش زیری نپوشیده بود! حالا عکسشو میذارم براتون🔥)
همینطور که هایون به پسر خیره شده بود و با این حرفا سر و کله میزد، جیمین چشمش به دخترک میوفته و برای چند لحظه نگاه هاشون باهم قفل میشه! هایون وقتی متوجه میشه پسر داره بهش نگاه میکنه، سریع نگاه شو می دزده!
ویو جیمین:
چه دختری! مثل ماه میمونه! خیلی نورانی و زیباست:)) تاحالا همچین دختری ندیده بودم.
ای وای... فکر کنم متوجه شد دارم بهش نگاه میکنم. نگاه شو دزدید.(خنده با خودش)
جیمین لبخند ملایمی زد و به سمت تهیونگ برگشت...
جیمین: تهیونگ...
تهیونگ: هومم!؟
جیمین: اون دختره کیه همراه مین جی!؟
تهیونگ: اون صمیمی ترین رفیقشه؛ خیلی ساله باهم رفیقن!
جیمین: آهااا؛ میگم نمیخوای بری پیش دوست دخترت!؟ خوب نیست دوتا دختر تنها باشناااا!! اینجا پسر لاشی زیاده!!
تهیونگ: باز کیو تور زدی داری منو دست به سر میکنی!؟
جیمین: هیچکسو تور نزدم... منم میخوام باهات بیام.
تهیونگ: خیله خُب... پاشو بریم!
- ادامه دارد...
شرط↓
لایک؟ 10تا❤️
کامنت؟ 5تا📨
بازنشر؟ اگه دوست داشتی :)
- ۱۶۴
- ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط