{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می بست

*ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﯽ ﻣﯿﮕﻔﺖ: ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺳﺎﺗﯿﺪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻣﺎ ﺳﺎﻋﺖ ﺩﺧﺘﺮﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺘﺶ می بست ﻭ ﻣﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪﯾﻢ! ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺮﺍﯾﻤﺎﻥ ﻣﺸﺨﺺ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺳﺎﻋﺖ، ﺳﺎﻋﺖ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ!!!*

💔 دلهایی هستند که درد میکشند، اما دم نمیزنند.💔
دیدگاه ها (۱)

تو به اندازه تنهایی من خوشبختیمن به اندازه زیبایی تو غمگینمچ...

نبودنت زندگیمو داده به بادهی پرسه میزنم تو این خیابوناهی زجه...

این حال و هوایِ پاییزی ؛جان می دهد برایِ قدم زدن هایِ طولانی...

همیشه حسِ خوبی به پاییز داشتم، عاشقش بودم، آسمونِ گرفته،ابرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط