{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هوا سرد است..... من از عشق لبریزم

هوا سرد است..... من از عشق لبریزم

چنان گرمم ...
...
چنان با یاد تو در خویش سر گرمم ....

که رفت روزها و لحظه ها از خاطرم رفته ست!
هوا سردست اما من ...
به شور و شوق دلگرمم
چه فرقی می کند فصل بهاران یا زمستان است!
تو را هر شب درون خواب می‌بینم

تمام دسته های نرگس دی ماه را در راه می‌چینم
و وقتی از میان کوچه می‌آیی ...

و وقتی
قامتت را در زلال اشک می‌بینم ...

به خود آرام می‌گویم :دوباره خواب می‌بینم!
دوباره وعده‌ی دیدارمان در خواب شب باشد

بیا... من دسته های نرگس دی ماه را

در راه می چینم !!
دیدگاه ها (۳)

دل سوخته تر از همه سوختگانماز جمع پراکنده رندان زمانمدر صحنه...

،،بَه بَه بِه تو و چاله ی ِ درکنج ِ لبانتآن خط ِ لب و قرمزی...

آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفتخیره در چشم تو آنقدر که ...

چه می شود که شبی برای من باشیچراغ بخت سیاه سرای من باشیمنم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط