{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قطار می رود ، تو می روی

قطار می رود ، تو می روی
تمام ایستگاه می رود ، و من چقدر ساده ام
که سال های سال ، در انتظار تو
کنار این قطار رفته ، ایستاده ام
و همچنان و همچنان
به نرده های ایستگاه رفته ، تکیه دادم...
دیدگاه ها (۱)

واست بهترین‌هارو میخوام چونواسه اولین بار فهمیدمتواسه آخرین ...

در زندگی روزهایی هست که فقط باید سکوت کنی و نظاره گر باشیاین...

کاش دفتر خاطراتمچراغ جادو بودتا هر وقت از سرِ دلتنگیبه رویش ...

هرگز نگفتندکه زن باید عاشق باشدو مَرد لایق ...عشق را سانسور ...

سکوتی بود بر قلبم که با آن میزدم فریاد / اگر از شهر غم رفتی...

وَمَرگی‌کِه‌بِه‌شِدَت‌آرِزوست'🕊️🖤'در “نقاشی هایم” تنهاییم را...

در دوری لذتی است که در با هم بودن نیست چون در با هم بودن تر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط