{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از هر چمن گلی

*** از هر چمن گلی ***

راز چون گنج است , پنهان بایدش .

اندرونِ سینه , زندان بایدش .


اینچنین زندانیِ پر جست و خیز .

کُنده و زنجیرِ چندان بایدش .


هر که خورد از سفره و خوانی نمک .

حرمتِ مِلح و نمکدان بایدش .


در سپنجِ زندگی , بی رنگ و ریب .

بر وفا و عهد و پیمان بایدش .


عرصه یِ گلبرگِ گل هم , بی گمان .

شبنمی زیبا چو باران بایدش .


هرکسی , در هجرِ یاری دلربا .

صبرِ آن یعقوبِ کنعان بایدش .


خانه یِ دل , چون صدف گنجینه است .

این صدف را , درِِّ غلتان بایدش .


دل چو مرغ و سینه اش همچون قفس .

گاه گاهی , باغ و بستان بایدش .


هر کسی که زاده شد , در این جهان .

خونبها مرگ است و تاوان بایدش .


کلبه یِ اَحزانِ ما , با لطفِ حق .

عاقبت , روزی گلستان بایدش .


* ضامنِ آهویِ طبع ات را عظیم .

* سرور و شاهِ خراسان بایدش .


در پناهِ ایزد و قرآن و دین .

سر فراز از عشق و ایمان بایدش .

====================÷=
شاعر= عبدالعظیم عربی از خوزستان.
دیدگاه ها (۲۷)

باتبریک فرارسیدن ماه مبارک رمضان و قبولی طاعات و عبادات عزی...

این جهان , فانیّ و هم بی ارزش استبی امان , در حیطه یِ فرسایش...

شیدا

( من و شیداخانم , نوه برادرم ومن در شهرک توحید شهرستان جم ( ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط