{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مـــن از اشـــکی که میریزد ز چشـــم یـــار میترسم !

مـــن از اشـــکی که میریزد ز چشـــم یـــار میترسم !


از آن روزی کـــه اربابم شـــود بیمـــار میترسم !

رهـــا کن صحبت یعـــقوب و دوری غـــم فـــرزند !

مـــن از گرداندن یوسف ســـر بـــازار میترسم !

همـــه گویند این جـــمعه بیـــا امـــا درنگی کن !

از اینکه باز عـــاشـــورا شود تکـــرار میترسم!!!
دیدگاه ها (۱۱)

امشب به جنون کشیده میلم برگرد !ای جاری ندبه در کمیلم برگرد...

من به آمار زمین مشکوکم !اگر این سطح پراز آدمهاست !پس چرا...

مردی یک پیله کرم ابریشم پیدا کرد و با خود به خانه برد. یک رو...

این خاطره از یکی از اساتید قدیمی دانشکده متالورژی دانشگاه صن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط