سالها منتظر حرف حسابش بودم ، بی سبب تشنه یک جمله نا بش بو
سالها منتظر حرف حسابش بودم ، بی سبب تشنه یک جمله نا بش بودم / مثل دریا که سراپا همه همه جوش وخروش است ، به تماشای رخ پر تب و تابش بودم / عاقبت غنچه زیبا به سخن لب وا کرد ، نکته ها گفت که حیران جوابش بودم / گفت در فطرت گل ، روح وفاداری نیست ........ بشکست آن همه رویا که به خوابش بودم
- ۴۸۳
- ۱۵ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط