قلدر احمق
part6
_بیرون هست : آیشش لنتی درد میکنهههه...
ویوکوک
انقد در*د داشتم رفتم وان رو اب گرمپر کردم و رفتم سریع توش نشستم...کمی ارومگرفتم
شتتت توبهههه تسبیح همراهتون باشه ....😂😂
ویوفردا صبح
&ایشش کمرم...
_سلام سلام....بهتری؟؟
&باتعجب و لبخند : ا..اره چیشده مهربون شدی؟؟
_عاا........خب ولش مهم نی
&کوک..
_خب حالت بده گفتم خوم برات غذا بیارم تو این سه چهار روز باید خوب استراحت کنی...براهمین هرچی خواستی بهمبگو اگه هله هوله هم خواستی بگو برات بخرم کیوت مننن
&ممم☺
ویوا.ت وقتی کوک براش غذا گذاشت و رف
واقعا تعجبم اصن ربطیمبه حالم ندارهکلا وقتی پا به اونجاگذاشتیم کوک باهاممهربون بود....نکنه چیزی از من فهمیده؟؟؟ نکنه بخاطر اینکه زیادی اذیتم کرده داره جبران میکنه؟؟؟ینی چیشده که کوک اینطوری شده؟؟
_خب برم براش یچیزی بگیرم بیام...هوی تو مراقب ا.ا باش هرچی خواست بهش میدی و چیزی شد حتما حتما بهم زنگمیزنی تا بیام فهمیدی؟؟اگه نبینمچیزی خواست انجام ندادی و بهم زنگ نزدی دیگه خودت میدونی که چیکارمیکنم مفهوم؟؟ (عصبانی)
#€بلع رییس
_خوبه من رفتم...
ببخشید کیوتا اگه کم شد دوپارت تقدیمتون ... ۱ توبه یادتون نره😂 ۲تسبیحمهمینطور 😂۳ لایک و کامنت هم همینطور ۴ حمایتتتتتت مهمترررر تا حمایتای بعد فعلا خوداحافیظ...😂😘
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.