من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم

من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی
دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم
کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی
خواهم که تو را در بر بنشانم و بنشینم
تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی
از آتش سودایت دارم من و دارد دل
داغی که نمی بینی دردی که نمی دانی...
دیدگاه ها (۱)

کی داره این بازیو؟؟

🙂

😄 😄

😐 😐 ☹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط