پارت یک ...

پارت یکッ رمان:توت فرنگی کوچولو جونگکوک

:♡.•♬✧⁽⁽ଘ( ˊᵕˋ )ଓ⁾⁾*+:•*∴

(ویو کوک)
اوف خسته شدم به خدا هر روز کار ولش بلند شم که امروز پرواز دارم به فرانسه باز هم سفر کاری کارای شرکت واقعا خسته کنندس ولی خوبه موفق شدم ب ل ند شم که ساعت ۱۰پرواز دارن و ساعت ۳باید تو هتل باشم و بعد برم واسه قرار کاری فکر کنم ۲هفته ای باید فرانسه باشم بلند شدم رفتم حموم

(فلش بک)
از حموم امدم یه نیم ساعتی حموم بودم و لباسمو پوشیدم (عکس میدم)که برم سمت فرودگاه به اقای کیم (منشی جونگکوک) زنگ زدم که بیاد دنبالم و وقتی رسید از عمارت امدم تو حیاط عمارت بودم و داشتم به اجوما میگفتم حواسش به همه چی باشه و رفتم سمت ماشین

(علامت کوک-) (علامت منشی کیم#)
#سلام مستر کوک لطفا سوار شید دیرتون میشه
-سلام منشی کیم باشه بریم

(ویو کوک)
چقدر هوا کره خوبه برم فرانسه دلم برای کره تنگ میشه سعی خودمو میکنم زود تمومش کنم و قرار دادو ببندم اونطور که معلوم بود مدیر کارخونه کیم لارا خانم خوبی به نظر میومد

(فلش بک)
رسیدیم به فرودگاه ساعت ۹:۵۹دقیقه بود یک دقیقه دیگه باید تو هواپیما باشیم فکر کنم ۶ ساعت باید تو هواپیما باشم به نظر خسته کننده میاد امیدوارم سفرم خسته کننده نباشه
*پایان پارت یک*


شرط ۲۰تا لایک
بچه ها اولاش معرفیه ولی خب
دیدگاه ها (۲)

نزدیکش بشید پاره ایدhttps://wisgoon.com/rahajahan23خونه اخره

اصکی نرو میخوری زمین لایک کننننننننن#بی_تی_اس #تهیونگ #جونگک...

بچه ها کلیپ های که خودم درست میکنمو بزارم؟ فقط کلیپش رو من د...

تولدت مبارک پیشی ارمیا✨🌚💗

نفرین شیرین. پارت 1

دختری که آرزو داشت

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟔عشق مافیاویو جیمینساعت 7:00 شب هست تا 1:00 ساعت دیگه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط