مسافر پر غرور

مسافر پر غرور
دریاے خروشان شبم ،
نمی هراسم از کابوس !
من امواجش را
قلادھ بر
گردن ساحل #شبهاے
خودم آویخته ام،
از آن لحظھ
کھ چشمان ترم
رفتنت را بدرقه کرد...
#یاسر_حسن_زاده
دیدگاه ها (۱)

پارت ۴: تقابلِ دو دنیا(پارت اخر)روزهای بعد، مثل یک ریتم تکرا...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

بغض نمی کنم برو، به أشک پشت پا قسم به گریه های هر شبم، به ع...

من و تویک روزدست در دست کسانی که دوستشان داریم ،یکدیگر را می...

در آن تاریکی موبایلم را روشن کردم،ساعت سه و نیم بامداد را گذ...

سناریو ۴

یکساله شد روزهای بی پدری و بی علمداری!یکساله شد روزهای سفر ک...

#⇦هرکس_تا_آخر_نخونه_به_شهدا_مدیونه⇨.نمی‌دانم دستانتان را از ...

عظیم خلیلی شاعر آبادانی

لب مرگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط