چه غریبانه دلم در طلبت می سوزد

چه غریبانه دلم در طلبت می سوزد

چه جسورانه تو از حالِ دلم بی خبری
دیدگاه ها (۲)

نغمه های عشق تو تصنیف دلتنگی منمن که با سنتورعشقت تکنوازی می...

بعضی وقتهاآنقدر خستگی به تنم مینشیند که کسی جز تونمیتواند آر...

ساز تــارم از تو ،و آهنـگ توستایـن غـزلها بی سبب همرنگ توستر...

مشق شــــــــــــــــب می نویسم!صــــــــــــــــدبار، از رو...

ای ز حال دلم چرا نداری خبریاو در کوچه ای من چرا نداری گذریآخ...

یک شب لبان تشنهٔ من با شوقدر آتش لبان تو می سوزدچشمان من امی...

ز گریه مردم چشمم نشسته در خون استببین که در طلبت حال مردمان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط