{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می نویسم●•

می نویسم●•
از زخمی قدیمی ک جامانده درکنج دلم وعذابم میدهد•
از بغضی شکستنی ها ک میشکند بیصدا•
در پس دلتنگی های شبانه ی من•
از تنهایی• •

همه میگویند ●•
چه ساده است بی دلیل میخندد•
گویی انگار دیوانه شده است • •

اما افسوس●•
کسی ندانست پشت این خنده های من•
بغضی جامانده ک گلوی مراب خفقان کشیده ست•

و افسوس ●•
ک درد کشیدنی ست نه نوشتنی• •
و کدام نقاش است ک بتواند درد را برایم بکشد•
آنوقت خواهید فهمید●•
که • • •
د
ر
د

این سه کلمه چه درد آور است و چه مرگ وار ...
دیدگاه ها (۱)

گاهی دلم می خواهد بگریزم از اینجا!حتی از اسمم، از اشاره، از ...

نخواب ای اسمون امشب..که من بیداره...بیدارم..یه امشب دل به من...

ﻣﺰﻩ ﯼ ﻋﺸﻖ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﻑ ﻭ ﺭﺟﺎﻫﺎﺳﺖ ﺭﻓﯿﻖ !ﻋﺸﻖ ﺳﺮﮔﺮﻣﯽﺍﺵ ﺁﺯﺍﺭ ﻭ ﺗﺴﻼ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط