آنکه دوستش داشتم

آنکه دوستش داشتم
شبی تمامی زیباییش را در کوله باری ریخت و
بی آنکه حتی نگاهی
به آن که پشت سرش
کاسه ای آب در دست نگرفته بود انداخته باشد
رفت و رفت...

و در پی یافتن آنچه خود هم نمی دانست
ذره ذره زیبایی اش را
در آغوش دیگران جای گذاشت!


آنکه دوستش داشتم
از ابتدا برای رفتن آمده بود
و برای ماندنش
به همراه من
نه زنجیری بود
نه قفسی
و نه حتی کاسه آبی برای بازگشتن...
و همانگونه که همیشه دوست می داشت مثل همه شد

و به باد سپرد عطر نرگسی دستانش را...
دیدگاه ها (۶)

♠ ️آنکه دوستش داشتم شبی تمامی زیباییش را در کوله باری ر...

آنکه دوستش داشتم.....مسافری بودهمیشه در دستهایش چمدانی ودر ج...

آنکه دوستش داشتم.....مسافری بود همیشه در دستهای...

آنکه دوستش داشتم،مسافری بودهمیشه در دستهایش چمدانی و درجیب ه...

خیلی دوستش داشتم ...من همیشه گفته ام :که دوست داشتن های دورا...

خیلی دوستش داشتم. من همیشه گفته ام که دوست داشتن های دوران ن...

خیلی دوستش داشتم. من همیشه گفته‌ام که دوست داشتن‌های دوران ن...

خیلی دوستش داشتم ؛ من همیشه گفته‌ام که دوست داشتن‌های دوران ...

لطفا کپشن رو بخونید...🌟خیلی دوستش داشتم. من همیشه گفته‌ام که...

خیلی دوستش داشتم. من همیشه گفته ام که دوست داشتن های دوران ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط