{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هستم زِ غمش

هستم زِ غمش
چنان پريشان كه مَپرس ...🌱
دیدگاه ها (۱)

منم آن برگ آواره، که میرقصم به هر سازت 🍃

قطره‌ای در دل یک تُنگَم و دل‌تنگ توامعاقبت می‌کُشدم حسرت دری...

اما برایِ من تو آن همیشه ای ..☔️

شاید در دنیای موازی روح هستند برای تنمان!شاید خون اند در رگم...

یاراب چنان کن که پریشان نشویم 🤲🏻✨!

خنده را معنی ز سر مستی نکن.. انکه میخندد غمش بی انتهاست...! ...

زِ من لبخند می‌بینی ،ولی جانم پریشان است ... !

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط