محبت تو اگر با من دروغی از سر ناچاری‌ست

محبت تو اگر با من دروغی از سر ناچاری‌ست
دل از محبت من بردار، خیانت تو وفاداری‌ست

فدای سرخی لب‌هایت هرآنچه خون جگر خوردم
دلِ شکستهٔ عاشق را چه احتیاج به دلداری‌ست

کسی حقیقت مستی را نشان نداد به ما، افسوس!
شراب‌خوردن ما بی‌هم فقط فرار ز هُشیاری است

ز دل‌بریدن و دل‌بستن به یک طرف متمایل شو
که آنچه من ز تو می‌بینم نه اشتیاق نه بیزاری‌ست

چو کوه دید غرض دریاست به رود اجازهٔ رفتن داد
ز دوست دست‌کشیدن گاه، غرور نیست؛ ♥️🥀
دیدگاه ها (۲)

محبت تو اگر با من دروغی از سر ناچاری‌ستدل از محبت من بردار، ...

ز دل‌بریدن و دل‌بستن به یک‌طرف متمایل شوکه آنچه ز تو می‌بینم...

محبت تو اگر با من دروغی از سرناچاری ستدل از محبت من بردار ، ...

به شعر نیست نیازم،تو شعر گویایی سراب روشن و جوشان آ...

چشم بیمار تو شد باعث بیماری مابه مسیحا نرسد فکر پرستاری ماتا...

چشم بیمار تو شد باعث بیماری مابه مسیحا نرسد فکر پرستاری ماتا...

دلم پر آتش و چشمم پرآب شد هر دو دو خانه نذر تو کردم خراب شد ...

ذکراین لحظه:#در-بستم-ب-ایوانِ-تماشاے-تـ❥♥ ❥ـو-نشستمچه خلاف س...

گشتیم نگرد نیست به عالم اثر از عشقدر هر وجبش نیست دلی درگذر ...

دوستان شرح پریشانی من گوش کنیدداستان غم پنهانی من گوش کنیدقص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط