{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما از نژاد آتش بودیم:

ما از نژاد آتش بودیم:
همزاد آفتاب بلند، اما
با سرنوشت تیرۀ خاکستر.
عمری میان کوره بیداد سوختیم؛
او چون شراره رفت
من با شکیب خاکستر ماندم.

کیوان ستاره شد
تا بر فراز این شب غمناک
امید روشنی را
با ما نگاه دارد.

کیوان ستاره شد
تا شب گرفتگان
راه سپیده را بشناسند.
کیوان ستاره شد
که بگوید
آتش
آنگاه آتش است
کز اندرون خویش بسوزد،
وین شام تیره را بفروزد.

من در تمام این شب یلدا
دست امید خسته خود را
در دست‌های روشن او می‌گذاشتم.

من در تمام این شب یلدا
ایمان آفتابی خود را
از پرتو ستاره او گرم داشتم.
کیوان ستاره بود:
با نور زندگانی می‌کرد
با نور درگذشت
او در میان مردمک چشم ما نشست
تا این ودیعه را
روزی به صبحدم بسپاریم.
دیدگاه ها (۲)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط