تقریبا دو ماهی میشه که درگیر جا به جاییم ، چند هفته درگیر
تقریبا دو ماهی میشه که درگیر جا به جاییم ، چند هفته درگیر پیدا کردن منطقه مناسب ، چند هفته درگیر واحد مناسب و در نهایت چند هفته درگیر تجهیزات
واقعیتشو بخواهید اصلا قبل از انجام دادنش فکرشم نمیکردم انقدر سخت و زمانبر باشه ، چون قبلا هم دو بار دفتر رو جا به جا کرده بودم و خیلی روند برام راحت پیش رفته بود ، این سری انگاری همه چی دست به دست هم داده بود که نشه مثل مریضی ای که وسط این گشتن دنبال ملک دچارش شدم …!
خلاصه که نمیدونم فقط به من سخت گذشت یا بنظر شما هم این پروسه طولانی بنظر اومد ، یه سری دایرکتا میگرفتم که ای بابا چقدر بی برنامه ای یا مثلا چرا همش میگی مستمر فعالیت کنید بعد خودت کم رنگی انقدر بعد به خودم نگاه میکردم میگفتم شاید تو داری بد عمل میکنی بعد دوباره به خودم نگاه میکردم میدیدم تو مشاور املاک نشستم و منتظرم …
بعد هی با خودم میگفتم اوکی بیا همین مسیر راه و سختیاشو نشون بده ، بعد میگفتم اخه سختی و گشتن و مشاور املاک یه روزش جذابه دو روزش جذابه سه روزش جذابه دیگه بعد یه هفته خسته کننده میشه براتون
البته از این موضوعم نگذریم که من همه سختیارو به جون خریدم چون فکر میکردم این جا به جایی یه نقطه عطف خواهد بود تو کار و مسیر ما و از این به بعد حسامی چند برابر قدرتمند تر و تیمی قوی تر خواهید دید که قراره کلی کمکتون کنه .
دوباره خلاصه که فکر نکنید من حواسم بهتون نبود ، تو کل این مدت روز و شب به شما فکر میکردم و فکر میکردم که چیکار براتون کنم که مسیرتون بهتر و راحت تر پیش بره و سریع تر به هدف هاتون برسید و دوباره صمیمیت بینمون بیشتر بشه .
من که همچنان دوستون دارم ،
امیدورام شما هم همینجوری باشید تا بتونیم این مسیر رو قوی تر از قبل با هم پیش ببریم ♥️
واقعیتشو بخواهید اصلا قبل از انجام دادنش فکرشم نمیکردم انقدر سخت و زمانبر باشه ، چون قبلا هم دو بار دفتر رو جا به جا کرده بودم و خیلی روند برام راحت پیش رفته بود ، این سری انگاری همه چی دست به دست هم داده بود که نشه مثل مریضی ای که وسط این گشتن دنبال ملک دچارش شدم …!
خلاصه که نمیدونم فقط به من سخت گذشت یا بنظر شما هم این پروسه طولانی بنظر اومد ، یه سری دایرکتا میگرفتم که ای بابا چقدر بی برنامه ای یا مثلا چرا همش میگی مستمر فعالیت کنید بعد خودت کم رنگی انقدر بعد به خودم نگاه میکردم میگفتم شاید تو داری بد عمل میکنی بعد دوباره به خودم نگاه میکردم میدیدم تو مشاور املاک نشستم و منتظرم …
بعد هی با خودم میگفتم اوکی بیا همین مسیر راه و سختیاشو نشون بده ، بعد میگفتم اخه سختی و گشتن و مشاور املاک یه روزش جذابه دو روزش جذابه سه روزش جذابه دیگه بعد یه هفته خسته کننده میشه براتون
البته از این موضوعم نگذریم که من همه سختیارو به جون خریدم چون فکر میکردم این جا به جایی یه نقطه عطف خواهد بود تو کار و مسیر ما و از این به بعد حسامی چند برابر قدرتمند تر و تیمی قوی تر خواهید دید که قراره کلی کمکتون کنه .
دوباره خلاصه که فکر نکنید من حواسم بهتون نبود ، تو کل این مدت روز و شب به شما فکر میکردم و فکر میکردم که چیکار براتون کنم که مسیرتون بهتر و راحت تر پیش بره و سریع تر به هدف هاتون برسید و دوباره صمیمیت بینمون بیشتر بشه .
من که همچنان دوستون دارم ،
امیدورام شما هم همینجوری باشید تا بتونیم این مسیر رو قوی تر از قبل با هم پیش ببریم ♥️
- ۶.۸k
- ۲۴ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط